موضوعات
صفحات
نویسندگان
لینکستان
آمار بازید
درباره ما
آماده ارائه انواع خدمات ترجمه دانشگاهی و مشاوره در زمینه ترجمه
ایجاد کننده وبلاگ :


در نمودار نایدا از متن مبدا به سمت متن مقصد سه مرحله قابل تشخیص است. تحلیل، انتقال و بازسازی در زبان مقصد.
نایدا تحلیل را به دو نوع دستوری و معنایی طبقه بندی می کند و تحلیل معنایی را نیز به دو نو ع ارجاعی و تلویحی تقسیم میکند.
لفظ ارجاعی (referential)در زبان شناسی دو معنا به کار میرود:
الف) زبان نقش ارجاعی دارد. یعنی با زبان پیرامون خودمان و هرآنچه در آنست ارجاع میدهیم و به تعبیری از زبان برای ارجاع به واقعیتهای بیرون از خودمان استفاده میکنیم.


ب) معنای دیگر این کلمه در نظریه نایدا همان ارجاعی است. اما ارجاع معنای هر کلمه به اجزایی که در درون جمله وجود دارد. مثلا در جمله: he is a minister. ممکن است minister را وزیر ترجمه کنیم که معنای رایج آن است اما در جمله he is a minister in the catholic church.  ما این کلمه را کشیش ترجمه میکنیم.
نایدا تکنیکی مطرح میکند تحت عنوان "معنا با توجه به مولفه های معنایی". در اینجا فرض بر اینست که هر کلمه ای واجد یک سری مولفه های معنایی است. مثلا در واژه run مولفه هایی همچون حرکت، حرکت پاها، سرعت، یک پا روی زمین و پای دیگر روی هوا و ... را تداعی میکند و معنای آن "دویدن" است.
باید توجه داشت در حین معادل گزینی در ترجمه به خاطر تفاوت زبانها به ندرت پیش میآید که مولفه های معنایی یک کلمه در زبان مقصد نظیر به نظیر با تمامی مولفه های معنایی واژه مورد نظر در زبان مبدا یکی باشد. مگر اینکه با یک زبان استاندارد یا با زبان اصطلاحات علمی مواجه باشیم مثل رادیولوژی، سیاتیک و ... که کلمات تک معنایی هستند و مولفه های معنایی مشخصی دارند و در زبان مقصد معادلی دارند که تناظر یک به یک با زبان مبدا دارد. برای مثال در جمله های He runs.و The hours runs. کلمه run به معنای رایج آن یعنی "دویدن" به کار رفته است ولی در جمله The tap runs. کلمه run فقط در مولفه حرکت با runبه معنای دویدن مطابقت دارد. در ترجمه این جمله میگوییم: " شیر آب چکه میکند یا باز است." و یا در جمله He runs the risk. همین کلمه به معنای انجام دادن و در عبارت ترکیبی، به معنای "به جان خریدن خطر" آمده است. پس مولفه های معنایی آن با موارد قبلی کاملا متفاوت میشود.
یک ایراد کلی که به این روش نایدا وارد است اینست که همه کلمات علاوه بر مولفه های زبان شناختی مولفه های دیگری نیز دارند که هیچ وقت فهرست نمیشوند اما در واقع در معنا زایی و معنا آوری برای کلمه نقش دارند. یکی از این موارد مولفه های فرهنگی است. به این معنا که هر کلمه ای در بافت فرهنگی است که معنی پیدا میکند. مثلا در ترجمه انگلیسی جمله: "من امروز صبح نان و پنیر خوردم." اگر مترجم بخواهد از نظر نقشی ترجمه کند باید بداند که انگلیسی زبانها مثلا صبحها معمولا نان و کره میخورند و بنا به سنت جامعهشان bread and butterمیگویند. حالا آیا مترجم مجاز است که به این وعده غذایی ساده صبحانه که در دسترس همه است و فضای فرهنگی گوینده را یادآور میشود بگوید: bread and cheese ؟ پس باید در ترجمه به بار فرهنگی توجه کرد.
منتقدین نایدا با طرح این ایراد نظر او را رد میکنند. از طرف دیگر آگاهانه یا ناآگاهانه  حین ترجمه کار تحلیل مولفه های معنایی در ذهن انجام میشود.
در ترجمه از یک زبان به یک زبان دیگر مولفه های معنایی را مترجم تعیین نمی کند و این کار با استفاده از فرهنگ های لغت یک زبانه (قطعا به زبان مبدا) صورت میگیرد.مترجم به کمک فرهنگ لغت یک زبانه حوزه معنایی واژه و ویژگیهای آن را پیدا میکند. سپس دنبال معادل آن در زبان مقصد میرود.

 

aels.mihanblog


دسته بندی : تحلیل معنایی زبان