موضوعات
صفحات
نویسندگان
لینکستان
آمار بازید
درباره ما
آماده ارائه انواع خدمات ترجمه دانشگاهی و مشاوره در زمینه ترجمه
ایجاد کننده وبلاگ :


زبان روی دو محوری کار می‌کند:

1- محور زنجیری

2- محور انتخابی

محور زنجیری: نماینده تسلسل یا توالی عناصر سازنده زبان در روی بعد زمان.

مثال:

  «او شاگرد خوبی است.»

محور انتخابی: نماینده امکانات گوناگونی است که در هر نقطه از زنجیر گفتار در اختیار گوینده قرار دارد تا از میان آنها یکی را برگزیند.

مثال: او شاگرد خوبی     است.

        معلم   شایسته‌ای

        فرزند  مهربانی

کار زبان روی این دو محور شبیه دستگاه عدد نویسی است.

مثال:   27937


دسته بندی : ساخت زبان فارسی


از نظرآواشناسی عضوی تضادهای صوتی که در تمایز واجهای صامت مؤثرند عبارتند از:

1) واجگاه؛ 2) نحوه تولید؛ 3) واک

مثال از صامتهای بیواک:

واج/P/ دو لبی و انسدادی است، در حالیکه واج/S/ لثوی و سایشی است.


دسته بندی : ساخت زبان فارسی


نظریه زبانی مقوله و میزان:

براساس این نظریه همه زبانهای جهان از امواج صوتی در گفتار و از نشانه‌های دیداری در نوشتار بعنوان ماده اولیه استفاده می‌کنند تا درباره جهان بیرون و دریافت انسان از آن بحث کنند.


دسته بندی : ساخت زبان فارسی


اصول نظریه عمومی زبان:

ادعا می‌شود که این اصول بر کلیه زبانهای جهان قابل انطباق است.

مثال از نظریه‌‌های عمومی زبان:

1- نظریه گشتاری (چامسکی)

2- نظریه مقوله و میزان (هالیدی)

 

عیوب دستور زبانهای فارسی موجود:

1- نداشتن نظریه

2- مخلوط کردن گونه‌های زبان

3- تجویز برای زبان

4- تحمیل مقولات زبانهای بیگانه

5- مخلوط کردن صورت و معنا


دسته بندی : ساخت زبان فارسی


             In any text, the reference to certain THINGS, EVENT, ATTRIBUTES, and RELATION  will be left implicit. For example, if someone asks, “ how many people came?”  he answers “Ten”. In this context it is clear that the reference to people and came is left implicit.

   

دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


  The implicit information is that for which there is no form but the information is part of the total communication intended  or assumed by the writer.  

l
 

دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


Explicit information is the information which is overtly stated by lexical items and grammatical forms. It is a part of the surface form.

دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


    SITUATIONAL MEANING concerns with factors such as the relationship between the speaker and the addressee, the time, setting etc.

 

دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


   ORGANIZATIONAL MEANING puts the referential information together into a coherent text. It is signaled by features such as deictics, repetition, groupings and by many other features in the grammatical structure of a text.

 

دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


    

   REFERENTIAL MEANING  is what the communication is about. It is the information content. It refers to certain thing, event, attribution, or relation which a person can perceive or imagine.


دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


   Once the speaker has determined the meaning, he is limited to use the forms (grammatical, lexical, phonological) of the language in which he whishes to communicate that meaning.


دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


   The meaning which is chosen will be influenced by the communication situation. The speaker (or writer), basing his choices on many factors in the communication situation , chooses what he whish to communicate.


دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


   Semantic structure is organized hierarchically. Meaning components unite into concepts, concepts into propositions, propositions into propositional clusters, propositional clusters into semantic paragraphs, semantic paragraphs into ,episodes, and etc.


دسته بندی : اصول و مبانی نظری ترجمه


   Semantic structure is more nearly universal than grammatical structure. That is, all languages have meaning components which can be classified as THING, EVENTS ATTRIBUTES, or RELATIONS.


دسته بندی : قواعد ترجمه


   An analysis of the surface structure does not tell us all that we need to know in order to translate. Behind the surface structure is the deep structure, the meaning. It is the meaning that serves as the base for translation.


دسته بندی : قواعد ترجمه


Idiomatic translations use the natural forms of the receptor language, both in the grammatical constructions and in the choice of lexical items. A truly idiomatic translation does not sound like a translation.


دسته بندی : قواعد ترجمه


برای مثال در متن فارسی زیر:

مرجان لب لعل تو مر جان مرا قوت

یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت

کلمات «مرجان» و «مر جان»، «یاقوت» و «یا  قوت» تشکیل جناس می‌دهند و جزو ویژگیهای مهم نقشی محسوب می شوند.
 
به علت تفاوت نظام آوایی و معنایی زبانهای فارسی و انگلیسی ترجمه شعر فوق با حفظ معانی و تصاویر آن و رعایت تشابه‌های آوایی یا جناسهای آن غیر ممکن است . این حالت ترجمه ناپذیری را ترجمه ناپذیری زبانی می‌گویند.
 
متن فارسی «امشب در مسجد جامع شهر مراسم دعای کمیل برگزار می شود» را در نظر بگیرید. چون مفهوم «دعای کمیل» در فرهنگ زبان انگلیسی وجود ندارد این متن غیر قابل ترجمه است. این ترجمه ناپذیری را «ترجمه ناپذیری فرهنگی» می‌نامند.

دسته بندی : ترجمه ناپذیری فرهنگی


Equivalence can be primarily established with reference to
1.Meaning
2.Structure
3.Function
4.Rule  or Process
5.Textual and discoursal features
 
Examples:
a) The expressions:
P1: /mærd-e xub/
    man-of  good
E1: the good man
    are both noun phrases (NP) similar as a major   category, but different in terms of their internal structures
 
 
Examples:
b) The two expressions:
P2: /mitunim  dær-ra                baz    konim?/ 
      can we     door-obj-marker open  do
E2: Can’t we open the door?
  Are functionally the same, while they are structurally different.
 

دسته بندی : بررسی مقابله ای جمله


Contrastive Analysis (CA), may be roughly defined as a subdiscipline of linguistics concerned with comparison of two or more languages or subsystems of languages
in order to determine both the differences and similarities between them
 
 
Both English and Persian have phonemes which are conventionally represent by the same symbols /p/ and /f/, it should not be taken to imply that the English and
Persian sounds are in any sense the same
 
This sameness of background is termed as “common base”,  “equivalence” or “tertium comparationis” abbreviated as TC.
 
 
 

دسته بندی : بررسی مقابله ای جمله


تقسیم‏بندی گونه‏های گذرا:
 1. سیاق
 2. سبک
 3. نمود
 

دسته بندی : گونه‏های زبانی در ترجمه


تقسیم‏بندی گونه‏های زبانی ثابت:

 1. لهجه شخصی

2. لهجه جغرافیایی 

 3. لهجه تاریخی

 4. لهجه اجتماعی

 


دسته بندی : گونه‏های زبانی در ترجمه


هالیدی سه نوع فاعل برای هر جمله قائل است:
الف- فاعل دستوری با لایه معنایی بین شخصی متناظر است.
ب- فاعل روانشناختی با لایه معنایی متنی متناظر است.
ج- فاعل منطقی: یعنی همان انجام دهنده منطقی فعل جمله که با لایه معنایی ارجاعی متناظر است.

دسته بندی : لایه های معنایی


لایه های معنایی یا نقش های سه گانه جمله
هالیدی معتقد است هر جمله دارای سه لایه معنایی است.
 
الف- معنای ارجاعی (Ideational): عبارتست از معنای زیر بنایی و منطقی جمله.
 
ب- معنای بین شخصی (Interpersonal): یعنی معنایی که نشان دهنده طبقه اجتماعی گوینده و نوع رابطه اجتماعی و شخصی او با شنونده است.
 

ج- معنای متنی: عبارتست از معنایی که منعکس کننده آرایش موضوع- خبر جمله است.

مثال: جملات دوگانه ای که برایتان می خوانیم دارای معنای زیربنایی یکسان ولی معنای متنی متفاوت می باشند:  

 مثال :

a 1. The door was opened by Ali.

a 2. Ali opened the door.

b 1. My mother gave me this apple.

b 2. This apple my mother gave

 

حال به این دو جمله توجه کنید که معنای ارجاعی یکسان و معنای بین شخصی متفاوت دارند:

c 1. Could you open the door please?

c 2. Open the door please.

 

 

دسته بندی : لایه های معنایی


ساختار متنی در جمله:

•  جمله، واحد متن است.
•  جمله های قبل و بعد هر جمله در داخل متن مربوطه، در تبلور معنایی آن جمله سهم بسزایی دارند.

 موضوع(Theme): موضوع تقریباً مشابه نهاد یا مبتدا است. به بیان دیگر تکیه گاهی است که پیام جمله متکی بر آن است.

Examples

The underlined parts are the ‘theme’.

 

(a) All languages learned normally are  

     learned in social situations.

(b) Teachers should develop specific positive approaches for helping faltering students.

The teacher rewarded three of the students for their excellent performance

 

موضوع جملات یک متن را نباید تغییر داد تا ترجمه قابل قبول باشد.

a. The teacher rewarded three of the students for their excellent performance.

ترجمه صحیح: معلم سه نفر از دانشجویان را به خاطر عملکرد عالی آنها تشویق کرد.
ترجمه غلط: سه نفر از دانش آموزان را معلم بخاطر عملکرد عالی آنها تشویق کرد.
 

 

 


دسته بندی : جمله در ترجمه ( 2 )


Translation is basically a change of  form. By form or surface structure, it is meant the actual words, phrases, clauses, sentences, paragraphs, etc. which are spoken or written

Translation consists of transferring the meaning of the source language into the receptor language. It is meaning which is being transferred and must be  held constant

 

   


دسته بندی : شکل و معنا


تقسیم‏بندی ابهام‏ها (ambiguities) :

 الف . ابهام‏های ساختاری (Structural)

 ب. ابهام‏های لغوی (Lexical)


دسته بندی : پاره ای مسائل ترجمه


تعریف ساختار:

ساختار عبارتست از رابطه اجزاء ساختمانی جمله. 

جوهر(Substance) ساختاری زبانها یکسان است ولی قالب (Form) ساختاری آنها ممکن است متفاوت باشد.

 وظیفه مترجم در قبال ساختار زبان مبدأ:

نخست آنکه مترجم نباید روش "ساختار در ساختار" (structure for structure)  را مبنای کار خود قراردهد.

Example:

He said that he was ready.

 ترجمه غلط: او گفت آماده بود.

ترجمه درست: گفت او آماده است.

فعل was زمان گذشته است ولی ارزش ماضی را ندارد زیرا در چارچوب ویژگیهای ساختاری زبان انگلیسی قابل توجیه است که برای رعایت ترتیب زمانی است.
 
یعنی اگر فعل معرف ماضی باشد، فعل جمله بعد از آن هم باید ماضی باشد.
 اما چنین اصلی در زبان فارسی وجود ندارد.

دسته بندی : ساختار و ترجمه


گاهی جمله‏ای فاعل و مفعول و متمم (Complement) دارد.

Subject – Verb – Object – Complement – Adverbial

 ( SV(O)(C)(A)

The meeting continued.

The blood supplies the body organs with oxygen.

عناصر ساختاری هر جمله از یک یا چند کلمه ساخته می‏شوند و به آنها گروه اسمی، گروه فعلی و گروه قیدی می‏گویند.

. در هر گروه یک کلمه عنصر اصلی (head) است و بقیه معرف (modifier) هستند.

Examples

  Another important component of human learning
  Many current learning theories
•The amount of learned information

 

 


دسته بندی : جمله در ترجمه( 1)


 تعریف جمله

جمله عبارتست از گستره‏ای از زبان که مفهوم و معنای مستقلی دارد و از نظر ساختاری با ”حرف بزرگ“ آغاز و به ”نقطه“ ختم می‏شود.

 

Examples

(a)  Human learning involves several types of information processes.

(b) The mind is not a sponge absorbing information, nor a connection to be conditioned by external forces, but an active processor of information.

(c) By definition, learning must be an active process because learning can occur only when a physical change takes place in the brain.

 


دسته بندی : جمله در ترجمه( 1)


معنای دلالتی و معنای ارتباطی:

معنای دلالتی: عبارتست از معنایی که عناصر واژگانی، صرفنظر از عوامل حاکم بر بافت متنی و اجتماعی زبان دارا می‏باشند.

معنای ارتباطی: معنای ارتباطی یک عنصر واژگانی عبارتست از معنایی که آن عنصر در یک بافت متنی و اجتماعی بخصوص، به‏خود اختصاص می‏دهد.


دسته بندی : عناصر واژگانی و ترجمه ( 2 )


ب. معنای همایشی Collocative Meaning)) :

به لایه‏ای از معنا که کلمات در همنشینی یا همایی با کلمات بخصوص کسب می‏کنند، ’معنای همایشی‘ می‏گویند.

مثال: کلمه فاسد در زبان فارسی می‏تواند با ’کره‘، ’تخم‏مرغ‘، ’میوه‘ و’ شخص‘ همنشینی داشته باشد.

اما معادل انگلیسی کلمة ’فاسد‘ در ترکیب فارسی نمی‏تواند با همه عناصر فوق همایی پیدا کند:
 

rancid butter         کرة فاسد 

addled egg               تخم‏مرغ فاسد

rotten fruit            میوة فاسد

corrupt person        شخص فاسد 

 


دسته بندی : عناصر واژگانی و ترجمه ( 2 )


الف. معنای  مجازی Figurative Meaning)):

لایه‏ای از معناست که از نماد یا سمبل مرتبط با آن کلمات گرفته می‏شود.

مثال: معنای تحت‏اللفظی جغد، همان پرندة جغد می‏باشد. ولی معنای نمادین جغد ’شومی و نحوست‘ است. ولی در انگلیسی owl دارای معنای نمادین ’ذکاوت و هشیاری‘ است.

دسته بندی : عناصر واژگانی و ترجمه ( 2 )


زبانشناسی ساختاری و معنای عناصر واژگانی:

هر زبان نظامی منحصربفرد است و عناصر آن (آوائی، دستوری و واژگانی) جوهر و ارزش وجودی خود را در چارچوب آن نظام و در رابطه با سایر عناصر نظیر خود اخذ می‏نمایند.

حوزه معنایی:

حوزه بندهای معنایی نظام واژگانی زبانها ممکن است باهم فرق داشته باشد. این امر مشکل مهمی در تعیین معادلهای واژگانی برای مترجم پیش می‏آورد.

 مثال: بعضی از زبانها مثلاً دو واژه اساسی برای اشاره به رنگها دارند،بعضی 3 یا 4 و زبان انگلیسی 11 واژه دارد.

 

 

دسته بندی : عناصر واژگانی و ترجمه


الف. کلمات قاموسی (Content words): کلمات معنادار که برای اشاره به اشیاء و مفاهیم به‏کار می‏روند.

مثال: کتاب، قلم، نوشتن

 ب. کلمات دستوری (Structure words): کلماتی هستند که معنای مستقلی ندارند و صرفاً برای ایجاد ارتباط میان کلمات قاموسی در داخل سازه‏های زمانی ایفای نقش می‏کنند.

مثال: ’به‘، ’از‘، ’را‘، ’برای‘.

 


دسته بندی : عناصر واژگانی و ترجمه


مجموعه همایشی :عبارتست از دو یا چند کلمه که همواره باهم به‏کار رفته و یک لغت یا عنصر واژگانی را تشکیل می‏دهند.

در جمله‏ای که بدان اشاره شد، are interested in یک مجموعه همایشی است.

 

تقسیم‏بندی مجموعه‏های همایشی: 

  الف. اصطلاح (idiom)   ب. غیراصطلاح

 


دسته بندی : عناصر واژگانی و ترجمه


ابتدا چند اصطلاح توضیح داده خواهد شد: 
 
Vocabulary                       واژگان
Lexicon                            واژگان
item Vocabulary /element  عنصر واژگانی

itemlexical  /element         عنصر لغوی/ واژگانی، کلمه

Lexeme                            عنصر واژگانی
Collocation                        مجموعة همایشی

دسته بندی : عناصر واژگانی و ترجمه


رابطة تقابل معکوس:

این رابطه صرفاً بین دو کلمه حاکم است که اسناد قرار دادن یکی از آنها دلالت بر وجود دیگری می‏کند.

مثال: / خریدن فروختن/. وقتی گفته می‏شود ’من کتاب را خریدم‘ دلالت بر این می‏کند که ’کسی آن را فروخته است.‘
 

دسته بندی : قواعد ترجمه


رابطة تقابل تناقضی:

این رابطه میان عناصر هم‏شمول است.

. مانند / صبح وظهر/ که با هم رابطه تناقضی دارند. یعنی وقتی گفته می‏شود ’حالا صبح است‘ دیگر نمی‏توان گفت ’حالا ظهر است.‘


دسته بندی : قواعد ترجمه


رابطة تضاد (Antonymy) یا

تضاد درجه‏بندی شده (Graded antonymy):

در این رابطه، میان واحدها ’تدریج‘ و درجه‏بندی وجود دارد.

 مثال: / old, young / که با هم متضاد می‏باشند. البته بین این درجاتی نیز وجود دارد: فردی نسبتی به فردی دیگر و نسبت به شخص دیگری جوان است.

 

دسته بندی : قواعد ترجمه


رابطة تقابل تکمیلی  یا تضاد دوگانه:

در این رابطه با اسناد قرار دادن یکی از کلمات، کلمه دیگر مورد نقض قرار می‏گیرد.

 .مثال:
/ single-married / یا / dead-alive / که با اسناد قرار دادن یکی (یعنی گفتن این جمله که

 (Ahmad is single) دیگری نقض می‏شود:

Ahmad is not married.                        

 

دسته بندی : قواعد ترجمه


رابطه شمولیت (Hyponymy) : زمانی رابطه شمولیت بین دو واحد لغوی برقرار است که یکی شامل دیگری شود.

مثال:  vehicle: car, bus, truck

 هر یک از این سه کلمه، شمول vehicle می‏شوند، و این سه بایکدیگر رابطه هم‏شمولی (Co-hyponymy) دارند.


دسته بندی : قواعد ترجمه


 رابطه هم‏معنایی (Synonymy): دو واحد لغوی وقتی باهم هم‏معنا هستند که در تمام بافتهای کاربردی باهم قابل جایگزینی باشند.

مثال:  -conception

   - idea

 


دسته بندی : قواعد ترجمه


 ساختار معنایی (Semantic Structure): عبارتست از انواع رابطه‏های معنایی موجود بین واحدهای مجموعه‏های جانشین در سازه‏های آن زبان.

 مثال: در سازه ”برادر من معلم است.“ به‏جای واحد ’برادر‘ می‏توان از واحدهایی نظیر ’مادر‘، ’پدر‘، ’خواهر‘، ’دایی‘، ’پسرعمو‘، ’دخترعمو‘، ’عمه‘، ’مادربزرگ‘، را جانشین کرد.


دسته بندی : قواعد ترجمه


روابط جانشینی حاکم بر واحد‏های زبان عبارتند ازروابطی که میان واحد ویژه‏ای از یک سازه و سایر واحدهایی که قابلیت جانشیتی با آن واحد را دارند، برقرار است. 

مثال: در سازه ’مدیر مدرسه ما‘
واژه ’مدرسه‘ با عناصری نظیر ’ بیمارستان‘، ’دبیرستان‘ و ’انجمن‘ دارای رابطه جانشینی است.

دسته بندی : قواعد ترجمه


روابط همنشینی میان عناصر زبانی عبارتند از روابطی که در پرتو آن، بین عناصر هم‏ردیف یک سازه (syntagm) ارتباط برقرار می‏شود.

مثال: در کلمة’big‘ میان واجهای تشکیل‏دهندة آن یعنی /b/i/g یک رابطة همنشینی حاکم می‏باشد.

دسته بندی : قواعد ترجمه